أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

192

قانون ( فارسى )

اصلى آن باشد . ممكن است از معاينهء مدفوع و معاينهء انواع بول حال كبد را بشناسى . ممكن است از راه معاينهء سردرد ، بيماريهاى سر و بيماريهاى طحال از چگونگى حال كبد آگاهى يا بى . در معاينهء زبان كه آيا زبر است يا صاف و هموار ؟ رنگ آن چگونه است ؟ اينها از كبد نشانيهايى دارند . رنگ لبان نيز از چگونگى حال كبد گزارشهايى دارند . گاهى رخ مىدهد كه در ميان قلب و كبد سازگارى يا اختلاف و درگيرى به‌وجود مىآيد . اينها را در باب راجع به مزاجهاى كبد شرح خواهيم داد . از حالات گوناگون انسان چگونه حال كبد را به‌طور عموم مىشود شناخت ؟ اگر رنگ رخسارهء انسان سرخ و سفيد طبيعى بود دليل بر سلامت كبد است . اگر رنگ رخساره زرد بود دليل آن است كه كبد سوء مزاج گرم دارد . اگر رخساره به رنگ توسى زد و مانند ارزيزبو - دليل آن است كه كبد سوء مزاج سرد دارد . اگر رنگ رخساره زرد مايل به سياهى و مات باشد ، دليل آن است كه كبد سوء مزاج سرد و خشك دارد ، و دليل بر بيمارى يرقان است كه بر كبد آمده است . اگر رخساره چاق و گوشتالو است ، دليل آن است كه كبد داراى مزاج گرم و تر است . اگر چاقى رخساره همراه پيه زياد است دليل آن است كه مزاج كبد سرد و تر است . اگر رخساره لاغر است دليل آن است كه كبد مزاج خشك دارد . كبد را چگونه از احوال تن بطور عموم بشناسيم ؟ اگر تن حرارت داشت و در معاينه تشخيص دادى كه اين حرارت تن از تأثير حرارت زياد قلب نيست ، بدان كه كبد حرارت مزاج دارد . و دلايل حرارت كبد را كه سابقا شناخته‌اى بررسى كن ! مىتوانى از بررسى اوضاع وريدها حال كبد را بشناسى . اگر وريد بزرگ و گدار گشاد است ، حكايت از بزرگى و گشادى گدارهاى داخل كبد دارند . كوتاهى و درازى انگشتان نيز خبر از كبد مىدهند ، انگشتهاى كوتاه دليل بر كوچكى كبد و انگشتهاى دراز دليل بر بزرگى كبد هستند . مىتوانى از معاينهء مويى كه بر جاى كبد روئيده ، همان قياس را مراعات كنى كه حالت اندامان ديگر را كه از رويش موى بر رويهء خارجى مقابل آنها روئيده است و از آن استفاده كنى ، كه دلالت مو را ذكر كرده‌ايم . چگونه از آنچه از خود كبد رويد نتيجه‌گيرى كنيم كه كبد در چه حالى است ؟ چنان كه دانستى وريدها از كبد روئيده‌اند . اگر ديدى كه وريدها كلفت و پرمايه هستند و بروز كرده‌اند . بدان كه مزاج اصلى كبد گرم است . اگر وريدها سبك‌مايه و باريكند ، دليل آن است كه مزاج اصلى كبد سرد است ، پس از اين علامات گرمى و سردى مزاج اصلى معلوم مىشود . ليكن بايد اين را در نظر داشته باشى كه حرارت مزاج كبد ، سردى مزاج كبد و نرمى و سختى كبد ، همچنان كه ممكن است از مزاج اصلى كبد باشد . احتمال دارد نه از مزاج اصلى بلكه از روىآورى بر كبد